چند روزی است که کوچه ها و خیابانها باز حال و هوای رمضان به خود گرفته... اسم رمضان که می آید خداییش را که بخواهی اول از همه بی بر و برگرد غرق می شوی در نشانه های نوستالژیک رمضانهای کودکی .... آب دهانت را با یاداوری طعم شیرین زولبیا و بامیه محکم قورت می دهی! ... و به جای تصمیمهای تازه در جهت خودسازی و تزکیه نفس و شعارهای باب دندان رمضان، مصمم می شوی تا مزه مطبوع حلیم کودکی را دوباره تجربه کنی... اگر در خانواده سنتی و مذهبی بزرگ شده باشی، جای آنکه به یاد حالات معنوی و روحانی هنگام سحر و افطار بیافتی اول از همه در ذهنت سفره رنگارنگ افطار و سحر را به گستردگی هر چه تمامتر پهن می کنی و می شوی نقش اول این داستان خوشمزه! ... بی انصافی نمی کنم! ... شاید با شنیدن دوباره نوای ربنای شجریان کمی هم منقلب و حالی به حالی شوی! ... و شاید با رسیدن رمضان گرد از روی قرآنهای خاک گرفته پاک کنی و هر روز تند تند و با عجله بخشی از کتاب آسمانیت را سریع مرور کنی و حتی شده در محل کار و زمان پاسخگویی به مراجعین هم از این مهم فروگذار نکنی و برای حق الله بیخیال حق الناس شوی، شاید تا پایان رمضان مدال افتخار یک دور تمام کردنش را به گردن بیاویزی...
نه رفیق! "رمضان" برای من و تو "سوزاننده گناهان" نیست... که افطارمان صبحانه و نهار و شام را یک جا باهم دارد و بحث روزمان این می شود که هنگام سحر کربوهیدرات بخوریم یا نخوریم! و تمام فکرمان اینکه چه کنیم تا کمتر تشنگی را احساس کنیم!... از فرصت میان افطار و سحر استفاده بهینه را ببریم تا مبادا خدای ناکرده جسم گرانمایه مان با کمبود مواد مغذی روبرو شود!... و بعد از سحر تخت بخوابیم تا این همه مرارت و سختی را آسانتر تاب آوریم! و دلخوش کنیم به حجم عظیم ایمان و بندگی و خلوص چرا که "خواب روزه دار هم عبادت است"... رمضان است و من و تو آنقدر به زور خودمان را تا ملکوت بالا می کشیم که فراموش می کنیم خدا بندگان دیگزی هم دارد.... رمضان من و تو که همه تمهیدات برایمان فراهم است، تا آسانتر به خدا نزدیک شویم!، از زمین تا آسمان فرق دارد با رمضان آنهایی که سحری خورده و نخورده، هنوز آفتاب سر نزده تمام خانواده می روند سر کار و تا خود افطار عرق می ریزند و اگر شانس بیاورند خرما و چای شیرین افطاری رنگینشان خواهد بود ... رمضان من و تو گناهانمان را نمی سوزاند، خیلی شانس بیاوریم با این همه افراط و تفریط، بیشترشان نکند!...
به هر حال که تقبل الله رفیق! و !Happy Ramadan
نه رفیق! "رمضان" برای من و تو "سوزاننده گناهان" نیست... که افطارمان صبحانه و نهار و شام را یک جا باهم دارد و بحث روزمان این می شود که هنگام سحر کربوهیدرات بخوریم یا نخوریم! و تمام فکرمان اینکه چه کنیم تا کمتر تشنگی را احساس کنیم!... از فرصت میان افطار و سحر استفاده بهینه را ببریم تا مبادا خدای ناکرده جسم گرانمایه مان با کمبود مواد مغذی روبرو شود!... و بعد از سحر تخت بخوابیم تا این همه مرارت و سختی را آسانتر تاب آوریم! و دلخوش کنیم به حجم عظیم ایمان و بندگی و خلوص چرا که "خواب روزه دار هم عبادت است"... رمضان است و من و تو آنقدر به زور خودمان را تا ملکوت بالا می کشیم که فراموش می کنیم خدا بندگان دیگزی هم دارد.... رمضان من و تو که همه تمهیدات برایمان فراهم است، تا آسانتر به خدا نزدیک شویم!، از زمین تا آسمان فرق دارد با رمضان آنهایی که سحری خورده و نخورده، هنوز آفتاب سر نزده تمام خانواده می روند سر کار و تا خود افطار عرق می ریزند و اگر شانس بیاورند خرما و چای شیرین افطاری رنگینشان خواهد بود ... رمضان من و تو گناهانمان را نمی سوزاند، خیلی شانس بیاوریم با این همه افراط و تفریط، بیشترشان نکند!...
به هر حال که تقبل الله رفیق! و !Happy Ramadan

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر