صحبت از لحظه اي زودتر يا ديرتر رسيدن نيست! صحبت از رقم خوردن يك سرنوشت است! صحبت از قلم را پيدا كردن يا نكردن نيست، صحبت از دستي است كه بايد ترسيم كند. صحبت از اگرها و كاشها نيست، صحبت از بايدها و شدنهاست.
صحبت از با تاخير رسيدن به آن سمينار به يادماندني نيست! صحبت از چراها و كجاها هم نيست. باور كن كه صحبت از اتفاق است و تصادف و شايد كمي سانتيمانتاليزه تر! شانس!
صحبت از عشق به شيمي نيست! صحبت از مخلوط بوي سيگار و اودكلن دبير شيمي است!
صحبت از دموكرات و سوسياليست نيست! صحبت از مشاركت است و شايستگي و كمي فهم و شعور!
صحبت از بازيگري هنرمندانة اسكارلت جانسون نيست! صحبت از لبهاي مكش مرگ ما و اندام خوش تراش اوست!
صحبت از اصطلاحات عجيب و غريب نامتعارف و دهان پركن و تشعشع كوركنندة معلومات نيست! صحبت از تعامد است و تظاهر است و تفاخر!
صحبت از عشوه و غمزه و دلبري نيست! صحبت از بودن است و گوش و زبان و همراهي و لحظه را بزرگ كردن و ارزش دادن.
صحبت از ايلياد و اوديسه و اساطير يونان و رم نيست! صحبت از راه است و عشق است و جنجال و آرامش!
صحبت از برتري بوي پياز داغ به عطر كريستين ديور نيست! صحبت از حيراني و سردرگمي ميان سنّت است و مدرنيته! ....
" سخن از پيوند سست دو نام و هماغوشي در اوراق كهنة يك دفتر نيست.....سخن از گيسوي خوشبخت من است و شقايقهاي سوختة بوسة تو....."*
صحبت از نگاه و رويا و فرم نيست! صحبت از انديشه است و حقيقت و معنا......
صحبت از تو و بودن تو نيست ناتانائيل! صحبت از من است و نياز و نياز و نياز......
*: قسمتی از شعر فتح باغ فروغ فرخزاد
صحبت از با تاخير رسيدن به آن سمينار به يادماندني نيست! صحبت از چراها و كجاها هم نيست. باور كن كه صحبت از اتفاق است و تصادف و شايد كمي سانتيمانتاليزه تر! شانس!
صحبت از عشق به شيمي نيست! صحبت از مخلوط بوي سيگار و اودكلن دبير شيمي است!
صحبت از دموكرات و سوسياليست نيست! صحبت از مشاركت است و شايستگي و كمي فهم و شعور!
صحبت از بازيگري هنرمندانة اسكارلت جانسون نيست! صحبت از لبهاي مكش مرگ ما و اندام خوش تراش اوست!
صحبت از اصطلاحات عجيب و غريب نامتعارف و دهان پركن و تشعشع كوركنندة معلومات نيست! صحبت از تعامد است و تظاهر است و تفاخر!
صحبت از عشوه و غمزه و دلبري نيست! صحبت از بودن است و گوش و زبان و همراهي و لحظه را بزرگ كردن و ارزش دادن.
صحبت از ايلياد و اوديسه و اساطير يونان و رم نيست! صحبت از راه است و عشق است و جنجال و آرامش!
صحبت از برتري بوي پياز داغ به عطر كريستين ديور نيست! صحبت از حيراني و سردرگمي ميان سنّت است و مدرنيته! ....
" سخن از پيوند سست دو نام و هماغوشي در اوراق كهنة يك دفتر نيست.....سخن از گيسوي خوشبخت من است و شقايقهاي سوختة بوسة تو....."*
صحبت از نگاه و رويا و فرم نيست! صحبت از انديشه است و حقيقت و معنا......
صحبت از تو و بودن تو نيست ناتانائيل! صحبت از من است و نياز و نياز و نياز......
*: قسمتی از شعر فتح باغ فروغ فرخزاد

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر