از چي بايد بنويسم؟ از كفشهاي تازه يا كشفهاي تازه؟ ( از بچگي با اين دو كلمه مشكل داشتم! همين طور با هراس و حواس!! همين طور با ارسطو و پرستو!!) اول از كشفهاي تازه..
از كدامش برايت بگويم؟ از مايع ظرفشويي پريل كه تنها مايعيست كه با پوست دستم سازگار است!! و رنگين تاژ كه خيلي بهتر از پودر لباسشويي لباسهای رنگی را تميز ميكند! يا از لكه بر اتك كه واقعا" معجزه مي كند! نه! بگذار از اين بگويم كه چگونه ميشود گلهاي رز را مدت بيشتري تازه و شاداب در گلدان نگه داشت!! شايد هم دوست داشته باشي برايت بگويم چطور يك شمع خوشگل و خوشرنگ با سليقه خودت درست كني!! ...
چي كفشهاي تازه؟ كفشهاي تازه ام را خيلي دوست دارم! سورمه اي با چند خط محو نقره اي! و چقدر راحت! حيف كه محل كار حتما" بايد جوراب پوشيد!...
نه! هراس و حواس فقط مثال بود و پرستو و ارسطو همين طور! درباره آنها حرفي ندارم! شايد هم بشود گفت حواس پرتي گاهي هراس مي آورد! و ارسطو و پرستو.....بگذار ببينم ....آها! صفايي ندارد ارسطو شدن / خوشا پركشيدن پرستو شدن! اين شعررا اول يكی از كتابهای تست آزمون دستیاری خوانده بودم! انگار میگفت بی خیال ارسطو شدن! بروید پرستو شوید! گويا بزرگ شده ام! هركدام را جاي خودش درست به كار بردم!!
كفشهاي تازه نه! ببخشيد كشفهاي تازه ام تنها به اينها خلاصه نمي شود! زده ام در كار خرافات و جادو و جنبل! عقايد عاميانه مردم را مي خوانم كه اين روزها چقدر طرفدار دارد و پركاربرد شده و صد برابر بهتر از توصيه هاي دارويي و پزشكي كه هزار مقاله پشت بندش است و سالياني تحقيق در آن باب صورت گرفته، جواب ميدهد! مثلا" اينكه تارعنكبوت براي شكستگي و بريدگي سودمند است وجلوي لخته شدن خون را مي گيرد!!( انوكساپارين اسم يكي از موميايي هاي مصر بود؟!) ماست و كاهو عمر را ده سال طولانيتر ميكند!! ( آنتي اكسيدانها را بي خيال!) و يا باراني كه هفتاد روز بعد از نوروز بيايد، روي سر كسي ببارد موي سر را پرپشت كرده و مريض را هم شفا مي دهد!! ( زينك پلاس فريبي بيش نيست!) شير ماديان اگر به بچه بدهند سياه سرفه نمي گيرد!(واكسيناسيون ديگر چه صيغه ايست؟!!) و در همين راستا راز سرمستي گربه هاي اين موسم را هم كشف كرده ام! اين چنين آورده اند كه سنبل الطيب اگر به گربه بدهند مست مي شود!! يادتان باشد كه روز سه شنبه و چهارشنبه نبايد جارو كرد! بديمن است! ......
خلاصه كه اين ايام من با كفشهاي تازه به پا غرق در كشفهاي تازه ام هستم! و آنقدر به سطح رسيده ام كه كمي هم در ناكجايي ميان زمين و آسمان معلق مانده ام! وقتي مي شود در سطح بود و اينچنين حس پرواز داشت، ديوانه ام اگر هواي غرقه شدن در اعماق به سرم بزند!... مرا با نلسون و هاريسون چه كار؟! و رساله ته تتوس در باب دانش و تعريف آن به چه كارم مي آيد؟! من كه در كفشهاي تازه ام بيش از اندازه احساس راحتي مي كنم، چرا پا در كفش بزرگان و انديشمندان سياست و انديشه كنم؟! و وقتي پلك چشم راستم هي مي پرد و من ميدانم كه نشانه آن است كه غم و اندوه مي رود، پس چرا مولوي بخوانم..... كه: باقي اين غزل را اي مطرب ظريف / زين سان همي شمار كه زينسانم آرزوست......
از كدامش برايت بگويم؟ از مايع ظرفشويي پريل كه تنها مايعيست كه با پوست دستم سازگار است!! و رنگين تاژ كه خيلي بهتر از پودر لباسشويي لباسهای رنگی را تميز ميكند! يا از لكه بر اتك كه واقعا" معجزه مي كند! نه! بگذار از اين بگويم كه چگونه ميشود گلهاي رز را مدت بيشتري تازه و شاداب در گلدان نگه داشت!! شايد هم دوست داشته باشي برايت بگويم چطور يك شمع خوشگل و خوشرنگ با سليقه خودت درست كني!! ...
چي كفشهاي تازه؟ كفشهاي تازه ام را خيلي دوست دارم! سورمه اي با چند خط محو نقره اي! و چقدر راحت! حيف كه محل كار حتما" بايد جوراب پوشيد!...
نه! هراس و حواس فقط مثال بود و پرستو و ارسطو همين طور! درباره آنها حرفي ندارم! شايد هم بشود گفت حواس پرتي گاهي هراس مي آورد! و ارسطو و پرستو.....بگذار ببينم ....آها! صفايي ندارد ارسطو شدن / خوشا پركشيدن پرستو شدن! اين شعررا اول يكی از كتابهای تست آزمون دستیاری خوانده بودم! انگار میگفت بی خیال ارسطو شدن! بروید پرستو شوید! گويا بزرگ شده ام! هركدام را جاي خودش درست به كار بردم!!
كفشهاي تازه نه! ببخشيد كشفهاي تازه ام تنها به اينها خلاصه نمي شود! زده ام در كار خرافات و جادو و جنبل! عقايد عاميانه مردم را مي خوانم كه اين روزها چقدر طرفدار دارد و پركاربرد شده و صد برابر بهتر از توصيه هاي دارويي و پزشكي كه هزار مقاله پشت بندش است و سالياني تحقيق در آن باب صورت گرفته، جواب ميدهد! مثلا" اينكه تارعنكبوت براي شكستگي و بريدگي سودمند است وجلوي لخته شدن خون را مي گيرد!!( انوكساپارين اسم يكي از موميايي هاي مصر بود؟!) ماست و كاهو عمر را ده سال طولانيتر ميكند!! ( آنتي اكسيدانها را بي خيال!) و يا باراني كه هفتاد روز بعد از نوروز بيايد، روي سر كسي ببارد موي سر را پرپشت كرده و مريض را هم شفا مي دهد!! ( زينك پلاس فريبي بيش نيست!) شير ماديان اگر به بچه بدهند سياه سرفه نمي گيرد!(واكسيناسيون ديگر چه صيغه ايست؟!!) و در همين راستا راز سرمستي گربه هاي اين موسم را هم كشف كرده ام! اين چنين آورده اند كه سنبل الطيب اگر به گربه بدهند مست مي شود!! يادتان باشد كه روز سه شنبه و چهارشنبه نبايد جارو كرد! بديمن است! ......
خلاصه كه اين ايام من با كفشهاي تازه به پا غرق در كشفهاي تازه ام هستم! و آنقدر به سطح رسيده ام كه كمي هم در ناكجايي ميان زمين و آسمان معلق مانده ام! وقتي مي شود در سطح بود و اينچنين حس پرواز داشت، ديوانه ام اگر هواي غرقه شدن در اعماق به سرم بزند!... مرا با نلسون و هاريسون چه كار؟! و رساله ته تتوس در باب دانش و تعريف آن به چه كارم مي آيد؟! من كه در كفشهاي تازه ام بيش از اندازه احساس راحتي مي كنم، چرا پا در كفش بزرگان و انديشمندان سياست و انديشه كنم؟! و وقتي پلك چشم راستم هي مي پرد و من ميدانم كه نشانه آن است كه غم و اندوه مي رود، پس چرا مولوي بخوانم..... كه: باقي اين غزل را اي مطرب ظريف / زين سان همي شمار كه زينسانم آرزوست......

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر