دیدگانم بارانی است، دستهایم بوی باران میدهد، فضای خانه را شمیم خاک باران خورده پر کرده و گونه هایم از بوسه های باران هنوز داغ است و روحم خیس خیس. مانده ام در عجب که چرا بیرون آسمان اینقدر آفتابی است.....
که من آن سوی بی سو را نمی دانم نمی دانم...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر